در این صفحه می توانید مقالات مرتبط با سلامت کودکان و سالمندان را مطالعه نمائید.
|
||||||
| در این صفحه مقالات مرتبط با ارتوزهای اندام تحتانی و فوقانی قابل دسترس می باشد.
|
| در این صفحه می توانید مقالات و مباحث علمی و عمومی را براساس موضوع مشاهده و مطالعه فرمائید.
- معرفی دروس تخصصی رشته ارتوز و پروتز در دانشگاههای ایران - آموزش متخصصان ارتوز و پروتز در ایران و سایر کشورهای جهان - پیشگیری از ابتلا به آنفولانزای نوع ب |
در این صفحه مقالات مرتبط با پروتزهای اندام تحتانی و فوقانی در دسترس می باشد.
|
||||||||||
| در این صفحه مقالات مرتبط با ارتوزهای ستون فقرات در دسترس می باشد.
- درمان اسکولیوز با بریس تریاس - نقش ارتوز در درمان اسکولیوز (انحراف ستون فقرات) |
مقدمه: مفصل هیپ یکی از پیچیدهترین مفاصل بدن است که با توجه به نوع گستردگی حرکات و نیز تحمل وزن بدن در صورت بروز بیماری و عدم درمان به موقع و مؤثر آن میتواند مشکلات عدیدهای را برای فرد در سنین بالاتر ایجاد کند. کینزیولوژی : مفصل هیپ ( coxofemoral joint ) یک مفصل diarthrodial از نوع Ball and Socket است. سطح پروگزیمال آن حفره استابولوم است که محل اتصال سه استخوان ایسکیوم، پوبیس و ایلیوم میباشد(شکل1). تا حدود 25-20 سالگی استخوان لگن به طور کامل استخوانی میشود. درون استابولوم یک بخش نعلی شکل است به نام lunate surface که با غضروف هیالین پوشیده شدهاست که تنها آن بخش با سر فمور مفصل میشود. استابولوم در حالت طبیعی به سمت خارج قدام و پایین متمایل است. میزان انحراف به سمت پایین ( inferior ) با اندازهگیری زاویه Center Edge مشخص میشود. این زاویه با رسم خط از لبهی خارجی استابولوم به مرکز سر فمور اندازهگیری میشود. امتداد خط عمود به بالا زاویه CE درست میشود که میزان اینفریور تیلت استابولوم را نشان میدهد. هرچه این زاویه کوچکتر باشد یعنی استابولوم به خط عمود نزدیکتر است و پوشش سر فمور توسط استابولوم کاهش مییابد. این مساله احتمال دررفتگی فوقانی سر فمور را افزایش میدهد. این زاویه در کودکان کمتر است و شاید همین موضوع دلیل دررفتگیهای شایع فمور در بچهها باشد. شکل1- آناتومی مفصل ران
Development Dysplasia of the Hip ( DDH ) DDH یکی از شایعترین بیماریهایهای کودکان میباشد که از دوران جنینی شروع میشود ولی ممکن است در هنگام تولد قابل تشخیص نباشد که همین امر خود باعث اهمیت بیشتر این بیماری میشود. این بیماری در موارد خفیف dysplasia hip بیثبات نامیده میشود که در آن سر استخوان ران درون مفصل قراردارد اما به راحتی از مفصل درآمده و دچار دررفتگی میشود. به دررفتگی جزیی یا ناکامل ران از استابولوم نیمهدررفتگی گفته می شود. بیشتر بخش استابولوم در هنگام تولد غضروفی است که بعضی اوقات خیلی کم عمق یا دارای زاویه و شیبی است که قادر به حفظ سر فمور در جای خود نیست(شکل 2).
شکل2- نیمه دررفتگی مفصل ران
اگر مشکل در همان مراحل اولیه مشخص و درمان نشود بافت نرم اطراف هیپ حالت ارتجاعی پیدا کرده و نهایتا" خونرسانی به این بخش مختل میشود. مواردی نیز دیدهشدهاست که سر استخوان ران در محلی غیر از مکان اصلی خود در لگن مفصل شدهاست (مفصل کاذب هیپ) که در این حالت با توجه به عدم وجود لیگامانها کپسول و بافت نرم سر استخوان فمور در محل خود باقی نمیماند و ممکن است مشکلات بیشتری را ایجاد کند. این بیماری دلایل مختلفی دارد که شلی لیگامانهای اطراف مفصل هیپ یکی از آنهاست. خود این شلی لیگامانی که به اصطلاح ( Laxity ligament ) نامیده میشود می تواند ارثی یا به وضعیت رشد جنین در رحم مادر (فلکشن در هیپ، اکستنشن در زانو و پاها کنار هم ) مرتبط باشد. همچنین احتمال بروز DDH در بچههای مبتلا به بیماریهایی نظیر تورتیکولی، کالکانئووالگوس، لاکسیتی مفاصل و متاتارسوس ادداکتوس خیلی بیشتر میشود. میزان شیوع آن در دختران به دلایل هورمونی بیشتر از پسران است. به طور کلی امکان ابتلا در پای چپ بیشتر از پای راست میباشد که احتمالا به دلیل وضعیت نوزاد قبل از تولد است، به این صورت که بیشتر مواقع هیپ سمت چپ کنار ستون فقرات مادر قرار گرفته، در نتیجه حرکات زیاد آن سمت محدود میشود. این بیماری ممکن است عارضه خاصی مانند درد به همراه نداشته باشد و تنها شکل قرار گیری پاها و چین های ناحیه باسن در یک طرف بدن در مقایسه با طرف دیگر متفاوت باشد.
تشخیص بیماری: DDH را در نوزادان میتوان به چند طریق تشخیص داد که بر مبنای معاینه بالینی و مشاهده ظاهری کودک صورت میگیرد. از جمله این روش ها تستهای ارتولانی، بارلو و گالزی میباشد.
تست ارتولانی: دررفتگی در دوره نوزادی با تست ارتولانی تایید میشود. برای انجام این تست کودک را در وضعیت خوابیده به پشت قرار میدهیم (شکل3). با یک دست لگن را و با دست دیگر زانو را به طور کامل نگه میداریم و هیپ را در 90 درجه خم میکنیم. نوک انگشت اشاره و میانی روی تروکانتر بزرگ و شست در سطح زانو قرار میگیرد. با ابداکشن آرام هیپ با عبور سر فمور از لبه ی خلفی استابولوم و عبور آن به داخل حفره، کلانک ( clunck ) شنیده یا لمس میشود (کلانکوروی). سپس با ادداکشن هیپ سر فمور از استابولوم خارج میشود (کلانک خروجی) و مجددا" کلانک شنیده یا لمس میشود.
شکل 3- تست ارتولانی
چند نکته در مورد تست ارتولانی: · در هنگام معاینه کودک باید آرام باشد و مقاومت نشان ندهد و گریه نکند چون عضلات منقبض میشوند. · معاینه کودک در بغل مادر یا پرستار صحیح نیست و باید در سطح صاف و سفت بخوابد. · شست دست نباید روی تروکانتر کوچک قرار گیرد چون دردناک است. · هر هیپ جداگانه معاینه شود. · تست ارتولانی ممکن است در موارد دررفتگی داخل رحمی منفی باشد و این مورد خصوصا" در دررفتگی دو طرفه مشکل ساز است.
تست بارلو: با تست بارلو میتوان تعیین کرد که آیا مفصل هیپ قابل دررفتن است یا نه و در واقع نوعی تست تحریکی دررفتگی میباشد. همانند تست ارتولانی طفل باید بدون اینکه گریه کند روی تخت صاف و سفتی بخوابد و معاینه آرام صورت گیرد (شکل B 4). هر دو هیپ را خم میکنیم. سمت مورد معاینه در 45 درجه فلکشن و کمی ادداکشن و سمت مقابل در 90 درجه فلکشن و کمی ابداکشن باشد. در این وضعیت هیپ بیشتر ناپایدار است. نوک انگشت اشاره و میانی در سطح خارجی ران روی تروکانتر بزرگ و نوک انگشت شست در قسمت میانی ران در سمت داخل قراردارد. با فشار به سمت خلف و خارج سعی در دررفتگی هیپ مینماییم. در مواردی که هیپ قابل دررفتن باشد سر فمور به طور کامل با ایجاد کلانک از حفره خارج میشود (کلانک خروجی). با حذف فشار شست و فلکشن و ابداکشن هیپ، سر فمور با ایجاد کلانک وارد حفره میشود (کلانک ورودی).
تست گالزی: در این تست نیز کودک روی یک سطح صاف به پشت میخوابد به طوریکه زانوها و هیپ در هر طرف به صورت فلکشن باشند و کف هر دو پا باید روی سطح قرار بگیرد. در این صورت پای سمت مبتلا پایینتر از سمت دیگر قرار میگیرد (شکل 5)
از دیگر راه های تشخیص می توان به نوع راه رفتن در کودکان با سن بیشتر اشاره کرد که در حالت دو طرفه کودک به صورت Waddling gait و در حالت یک طرفه به صورت Telendelenburg gait راه میروند.
شکل 4- تست ارتولانی A ، تست بارلو B ، تست گالزی C
شکل 5 - تست گالزی
درمان DDH : هدف از درمان این بیماری نگه داشتن سر فمور درون حفره استابولوم است. چراکه تنها در این حالت است که حفره و سر و گردن فمور شکل طبیعی خود را پیدا میکنند، لذا مفصل ران باید در 95 درجه فلکشن و حداقل 90 درجه ابداکشن قرار گیرد این وضعیت سر فمور را در بهترین حالت خود قرار میدهد. بسته به شدت بیماری و سن کودک روشهای درمانی متفاوتی وجود دارد. استفاده از سایز دو تا سه برابر پوشک در 6 هفته اول بدو تولد یکی از بهترین روشهاست. برای کودکان 3 تا 9 ماهه از ارتوزی به نام Pavlik Harness استفاده میشود.
نحوه بستن ارتوز Pavlik Harness : در حالی که کودک در وضعیت خوابیده به پشت است ابتدا نوار سینهای بسته میشود. نوارهای شانهای طوری بسته میشوند که نوار سینهای در محدودهی نوک پستانها باشد. پاها با فلکشن هیپ بین 90 تا 110 درجه نوار به سمت داخل بسته میشود. نوار خارجی مانع ادداکشن میشود و باید cm 50 بین زانو ها فاصله باشد(شکل 6).
شکل6- ارتوز Pavlik Harness
در صورت استفاده از P.H. به تنهایی برای درمان dysplasia باید 23 ساعت در هر روز پوشیده شود تا وقتی که استابولوم و سر فمور به حالت طبیعی خود برسند. بسته به سن بیمار نیز میتوان از ultra sound و اشعه X به مدت 4 تا 6 هفته برای تعیین نرمالیزه شدن استفاده کرد. کودکی که مفصل ران دررفته دارد بایستی در ابتدای استفاده از هارنس هفتهای یک بار از ult ra sound استفاده کند و تا زمانی این کار ادامه دهد که حالت غیرطبیعی آن کاهش یابد. اگر کاهش حالت غیرطبیعی نتواند سندی جهت درمان بیماری پس از سه هفته باشد بایستی هارنس کنار گذاشته شود چرا که استفاده از آن بدون کاهش سوق دادن سر فمور و استابولوم به حالت طبیعی عواقب وخیمی را به دنبال دارد. از جمله این عواقب میتوان به پایدارماندن دررفتگی به سمت عقب هیپ که به وسیله هارنس ایجاد شده اشاره کرد. این دررفتگی باعث ساییده شدن دیواره ی postolateral استابولوم میشود که این وضعیت را pavlik harness disease مینامند. در کودکان بالای 6 ماه ارتوز پاولیک هارنس اثر بخش نیست چرا که کودک برای پوشیدن هارنس خیلی بزرگ است و فعالیت زیادی دارد. در این گروه سنی تحت بیهوشی عمومی مفصل ران به روش بسته جا انداخته میشود. در صورتی که هیپ نتواند به خوبی جا بیفتد مفصل ران برای شل شدن بافت نرم در کشش ملایمی قرار داده میشود تا زمانی که بافت شل شود و مفصل ران کودک تحت بیهوشی عمومی در اتاق عمل جا انداخته شود و سپس برای حفظ وضعیت کودک از کمر تا انگشتان گچ گرفته میشود. از جمله عوارض وابسته به استفاده از ارتوز P.H میتوان به زخم شدن پوست نواحی در تماس با ارتوز، نکروز آوسکولار ( AVN ) سر فمور، Femoral nerve plasy و Inferior dislocation of hip اشاره کرد. دو مورد آخر به فلکشن بیش از حد هیپ مرتبط اند و هر دو به بلندترکردن استرپهای قدامی که فلکشن را کاهش میداد پاسخ مطلوبی نشان دادهاند. در جمعبندی کلی میزان موفقیت پاولیک هارنس برای درمان نیمهدررفتگی یا دیسپلازی هیپ 90% تا 100% و برای دررفتگی هیپ 80% تا 95%گزارش شده است.
منابع 1. John D. Hsu, John W. Michel, John R. Fisk, AAOS Atlas of Orthoses and Assistive Devices (Chap. 36) 2. اصول ارتوپدی (اعلمی هرندی)
گردآوری و تنظیم: محمدحسن دهقانی میلاد غلامی دانشجویان مقطع کارشناسی ارتوز و پروتز، ورودی سال 1387، موسسه جامع علمی کاربردی هلال ایران.
|
در یک مطالعه آینده نگر امکان موفقیت درمان بیماران اسکولیوزی با خطر پیشرفت انحنا را می توان با استفاده از بریس تریاس (TriaC brace) ثابت کرد. بریس تریاس ساختاری مدولار و قابل تنظیم برای هر فرد دارد که سبب می شود تا در طی دوره درمان با بدن بیمار تماس داشته باشد. همچنین امکان اعمال نیروهای اصلاحی در دامنه طبیعی حرکت را برای بیمار فراهم می کند. ظاهر مناسب و غیر حجیم آن باعث می شود تا بیمار ارتز را با رغبت بپوشد. بریس تریاس می تواند به خوبی جایگزین بریس های قدیمی شود. این مقاله به طور خلاصه ساختار ارتز و نیز نتایج مطالعه انجام شده بر روی نتایج درمان اسکلیوز با این نوع بریس را بیان می کند. مقدمه
پذیرش ارتز
شکل 1) تصاویر سمت راست و چپ اتصالات بخش های سینه ای و کمری در بریس تریاس در دامنه حرکتی ستون فقرات را نشان می دهد.
طراحی ارتز
شکل 2) پدهای سینه ای و کمری در زنجیره بسته عمل می کنن در حالی که اتصالات قابلیت حرکت دارند و بیمار می تواند به طور طبیعی حرکت کند. به دلیل هماهنگی بین اتصالات ، پدهای اصلاحی (در حالت خوابیده، نشسته، ایستاده یا حتی وقتی بیمار راه می رود) در زاویه قائمه قرار دارند.
تجویز
شکل3) مانند سایر بریس ها استفاده از سیستم مدولار بریس تریاس نیاز به تجربه و مهارت دارد.
شکل 5) یک دختر 12 ساله مبتلا به اسکلیوز S شکل که پس از پوشیدن بریس تریاس از او رادیوگرافی شده است.
مطالعه آینده نگر
مواد و روشها آنالیز رادیولوژیکی
نتایج
شکل 6) این جدول نتایج حاصل از درمان با بریس تریاس ،چنو و بوستون را نشان می دهد. مطالعه اخیر نشان می دهد که بریس تریاس میزان قوس اسکولیوز را حتی پس از اتمام درمان کاهش می دهد . در مجموع این بریس از پیشرفت بیشتر انحنا در اسکولیوز ایدیوپاتیک جلوگیری می کند . در مقایسه با مطالعات منتشر شده در زمینه اسکولیوز ایدیوپاتیک ، بریس تریاس به طور چشمگیری پیشرفت قوس بیمارانی که به سن بلوغ استخوانی نرسیده اند را کاهش می دهد.پیشرفت اسکلیوز در 76% بیماران متوقف یا حتی اسکلیوز آنها اصلاح می شود این در حالی است که در این مطالعه طبق نظرclarson و lonstein خطر پیشرفت انحنا در این بیماران 70-100 % بود. نتایج مطالعه با توجه به اصلاح اولیه قوس حتی می توانست بهتر باشد چرا که در ابتدای مطالعه تراپیست به دلیل ترس از عدم تحمل بیماران فشار اصلاحی خیلی کمی اعمال کرد. حتی با گذشت زمان با اعمال فشاراصلاحی بیشتر نیز بیماران قادر به تحمل آن بودند. در مورد کارایی ، بریس تریاس تفاوتی با بریس های قدیمی ندارد ولی موارد استفاده آن با محدودیت همراه است . بریس تریاس یک جایگزین مناسب برای بریس های قدیمی در بیمارانی است که شرایط استفاده از این بریس را دارند خصوصا برای درمان بیماران با اسکولیوز اولیه در ناحیه لومبار مناسب می باشد. به دلیل راحتی زیاد و ظاهر بهتر پذیرش این بریس از جانب بیماران افزایش نشان می دهد و در نتیجه احتمال موفقیت درمان ارتزی را افزایش می دهد. Orthopadie-Technik Quarterlt, English edition III/2009 M.Roller, G.Nijenbanning ترجمه: مینا آروین ویرایش و تنظیم: محبوبه مهدیخانی
|
دیسپلازی پیشرونده هیپ ( Developmental Dysplasia of the Hip ) که به طور اختصار به آن DDH گفته می شود، در بین شیرخواران و کودکان کم سن و سال شایع است. شروع این بیماری از دوران جنینی و یا در طی سال اول زندگی است و ممکن است در هنگام تولد قابل تشخیص نباشد. در این بیماری ارتباط طبیعی بین سر استخوان ران و حفره لگنی (استابولوم) وجود ندارد و ممکن است یک و یا هر دو مفصل ران را درگیر کند. در موارد خفیف که دیسپلازی هیپ بی ثبات نامیده می شود، سر استخوان ران در درون مفصل قرار دارد اما به راحتی از مفصل در آمده و دچار دررفتگی می شود. در بیشتر موارد هیپ یا به صورت کامل یا جزئی دچار دررفتگی شده که دررفتگی جزئی (ناکامل) را نیمه دررفتگی می نامند. چه قسمتی از هیپ درگیر می شود؟محل اتصال مفصلی سر استخوان ران (فمور) با لگن را مفصل هیپ گویند. این مفصل از دو بخش تشکیل شده، انتهای بالایی فمور که شبیه یک گوی است درون سوکتی (بخش حفره مانند) در لگن به نام استابولوم قرار می گیرد. این مفصل گوی و کاسه ای به ما اجازه می دهد تا پای خود را در جهات مختلفی در ارتباط با بدن حرکت دهیم. تماس و فشار متناسب بین سطوح این دو بخش باعث رشد طبیعی مفصل هیپ می شود. بیشترین بخش استابولوم در هنگام تولد غضروفی است. قرار داشتن سر فمور درون استابولوم به تشکیل مفصل در هنگام رشد کمک می کند که در DDH تماس عادی بین سر فمور و استابولوم مختل می شود. وضعیت غیرطبیعی سر فمور می تواند باعث دیسپلازی (رشد نا بهنجار) هیپ شود. بعضی اوقات استابولوم خیلی کم عمق یا دارای زاویه و شیبی است که قادر به حفظ سر فمور در جای خود نیست. اگر مشکل در همان مراحل اولیه مشخص و درمان نشود، بافت نرم اطراف هیپ حالت ارتجاعی پیدا کرده و خونرسانی مختل می شود. مواردی نیز دیده شده که در آن سر استخوان ران به صورت کاذب در مکانی غیر از مکان اصلی خود در لگن مفصل شده است (مفصل کاذب هیپ). بدون وجود لیگامان ها، بافت نرم و کپسول مفصلی، سر استخوان ران در مکان مفصل کاذب باقی نمی ماند و این مفصل غیرواقعی حتی ممکن است مشکلات بیشتری به وجود آورد. دلایل بروز بیماری چیست؟بروز DDH به عوامل مختلفی بستگی دارد که از این میان می توان به شلی و سستی لیگامان های اطراف مفصل هیپ اشاره کرد که ممکن است ارثی باشد یا وضعیت شیرخوار در هنگام رشد درون رحم مادر یا بعد از تولد علت آن باشد. به عنوان مثال در زمانی که نوزاد به صورت بریچ در شکم مادر قرار دارد، حرکات مفصل ران محدود می شوند، همچنین باعث می شود که هیپ ها خم شوند، زانوها راست و پاها در کنار هم قرار گیرند. این وضعیت باعث اعمال استرس های غیرطبیعی به مفصل شده از رشد طبیعی آن جلوگیری می کند. وضعیت هیپ و حفظ آزادی حرکت هیپ طی ماه اول بعد از تولد بسیار با اهمیت است چرا که در این زمان هیپ رشد خود را ادامه داده حفره مفصل ران عمیق شده سر ران بهتر و در وضعیت با ثبات تری در درون آن جای می گیرد. همچنین در نوزادانی که به گونه ای حمل می شوند که مفاصل ران در حالت خمیده و باز قرار می گیرند (وضعیت نشستن موتورسواران و اسب سواران) احتمال بروز این بیماری کاهش می یابد. در بعضی مناطق که هنوز به صورت سنتی شیرخوار قنداق می شود احتمال بروز این بیماری به علت قرار گرفتن وضعیت پاها به صورت کشیده و در کنار هم افزایش می یابد. DDH در کودکان چینی، کره ای، افریقایی و امریکایی به دلایل رفتارهای سنتی آنها از قبیل قنداق کردن و نوع حمل افزایش نشان داده است. شیوع DDH در دختران بیشتر از پسران است که ممکن است به دلایل هورمونی باشد. بررسی نشان داده اند که هورمون های استروژن و رلاکسین رحم باعث سستی و شلی لیگامان ها می شوند. همچنین در این بیمای احتمال درگیری پای چپ بیشتر از پای راست است که احتمالا به دلیل وضعیت نوزاد قبل از تولد است. در بیشتر مواقع وضعیت جنین در رحم طوری است که هیپ سمت چپ نزدیک ستون فقرات مادر قرار گرفته و در نتیجه حرکات آن سمت محدود می شود. در کودکان با ناتوانی های پیشرونده که نمی توانند به طور طبیعی حرکت کنند، بایستند یا راه روند خطر ابتلا به DDH بیشتر است. مشکلات همراه با بیماری کدامند؟ممکن است نوزاد، شیرخوار و کودک هیچ عارضه ای مانند درد برای تشخیص مشکل نداشته باشند و تنها شکل قرارگیری پاها و چین های ناحیه باسن در یک طرف بدن در مقایسه با سمت مقابل متفاوت باشد. گاهی تا زمانی که کودک شروع به راه رفتن می کند، هیچ عارضه ای قابل تشخیص نیست. اگر فقط یک هیپ درگیر شده باشد، ممکن است راه رفتن کودک با لنگیدن همراه باشد، ولی اگر DDH در هر دو هیپ وجود داشته باشد، کودک در هر قدم بدن را به یک سمت متمایل می شود. تشخیص بیماری چگونه است؟تشخیص زودهنگام در نوزاد و شیرخوار برای جلوگیری از مشکلات بعدی بسیار با اهمیت است. معاینه و ارزیابی کلینکی اطفال در تشخیص این بیماری نقش به سزایی دارد لذا بهتر است نوزادان و شیرخواران در اسرع وقت غربال شوند. کودکانی که با پا بدنیا می آیند یا در خانواده آنها DDH دیده شده است به طور خاص مورد توجه و بررسی قرار می گیرند. آزمون های ارتولانی و بارلو (شکل 1) برای تشخیص این بیماری طراحی شده اند تا جابجایی هیپ به داخل یا خارج استابولوم بررسی شود. برای انجام این تست، پزشک کودک را در وضعیت خوابیده به پشت قرار می دهد و سپس هیپ ها و زانوهای خم شده را از هم دور می کند؛ اگر احساس شود که هیپ به پشت حفره هل داده می شود، این حالت غیرطبیعی است و در نتیجه تست بارلو مثبت شده و هیپ بی ثبات است. شکل 1) تست بارلو و ارتولانی هنگامی که هیپ بیشتر دور می شود، اگر پزشک احساس کند که سر فمور هنگام برگشتن به داخل حفره، به سمت جلو حرکت می کند تست ارتولانی مثبت شده و نشان دهنده بی ثباتی هیپ است و اگر هر کدام از این دو تست مثبت باشد، کودک دقیق تر معاینه خواهد شد و ممکن است بلافاصله درمان کودک با بریس آغاز شود. برای نوزادان سه ماهه یا بزرگتر تست Galeozzi یا Allis انجام می شود (شکل 2). کودک طوری به پشت خوابانده می شود که هیپ ها و زانوان خم شده و کف پاها روی زمین باشد. معاینه گر نابرابری بین زانوها را بررسی می کند؛ اگر یک زانو پایین تر از زانوی مقابل باشد، ممکن است در سمت مقابل هیپ دچار دررفتگی شده باشد. شکل 2) تست گالئوزی معاینه می بایست تکرار شود و تا زمانی ادامه یابد که کودک راه رفتن طبیعی بدون علایم لنگیدن و تغییر الگوی راه رفتن را آغاز کند. پزشک همچنین تغییرات در دامنه حرکتی هیپ، چین های نامتقارن پوست در اطراف ناحیه ران و باسن و اختلاف طول پاها را بررسی می کند. کلیشه های رادیوگرافی در نوزادان دلیلی بر سلامت مفصل ران نیست ولی ممکن است در تشخیص بیماری بعضی از کودکان بزرگتر معتبر باشد. در این میان انجام تصویربرداری اولتراسونیک در شش ماه اول زندگی دقیق تر است. درمان بیماری چیست؟هدف از درمان در این بیماری، نگه داشتن تماس سر فمور با استابولوم است چرا که تنها در این وضیعیت است که حفره و سر گرد فمور شکل طبیعی خود را پیدا می کنند. لذا مفصل ران باید در 95 درجه فلکشن و حداقل 90 درجه ابداکشن قرار گیرد. این وضعیت سر فمور را در بهترین وضعیت قرار داده باعث سفت شدن و محکم شدن لیگامان ها و کپسول مفصلی می شود. بسته به سن کودک و شدت عارضه روش های درمانی مختلفی وجود دارد. استفاده از سایر دو تا سه برابر پوشک در 6 هفته اول بدو تولد یکی از این روش هاست که سبب می شود تا لگن در وضعیت مناسبی قرار گیرد. برای نوزادان 3- 9 ماه از ارتزی به نام پاولیک هارنس برای وضعیت دهی مفصل ران استفاده می شود که مفصل ران را در فلکشن و ابداکشن نگه می دارد. از این وسیله تا زمانی که پزشک ثبات سر فمور در استابولم را تایید نکرده است استفاده شود (شکل 3).
شکل 3) پاولیک هارنس برای کودکانی که شدت بیماری در آن بیشتر است از برنامه های Standing استفاده می شود که در آنها با کمک روش هایی کودک سرپا نگه داشته می شود تا به مفصل ران نیروهای مکانیکی اعمال شود. در کودکان بزرگتر از 6 ماه پاولیک هارنس اثر بخش نیست چرا که کودک برای پوشیدن هارنس خیلی بزرگ است و فعالیت زیادی دارد. در این گروه سنی تحت بیهوشی عمومی مفصل ران به روش بسته جا انداخته می شود. در صورتی که هیپ نتواند به آسانی جا بیافتد، مفصل ران برای شل شدن بافت نرم در کشش ملایمی قرار داده میشود تا زمانی که بافت شل شود و مفصل ران کودک تحت بیهوشی عمومی در اتاق عمل جا انداخته شود. با استفاده از فلوروسکوپی جراح از موفقیت کار اطمینان حاصل می کند. برای حفظ وضعیت، کودک از کمر تا انگشتان پا گچ گرفته می شود (گچ اسپایکا). برای حفظ وضعیت هیپ ممکن است گچ به مدت چند ماه نگه داشته شود که معمولاً هر 2 هفته تا یک ماه تعویض می شود (شکل4).
شکل 4) گچ اسپایکا در صورت که به روش بسته نتوان سر فمور را در استابولم قرار داد لازم است تا کودک تحت عمل جراحی باز قرار گیرد. جراحی باز به طور معمول در کودکان بزرگتر از 2سال انجام می شود. جراح بافتهایی را که مانع قرار گرفتن سر فمور داخل استابولوم می شود را قطع می کند. همچنین ممکن است برای رفع کوتاهی تاندون ها و عضلات اطراف مفصل ران از روش تنوتومی استفاده نماید. گاهی نیز جراح برای بهتر قرار گرفتن سر ران در حفره استابولم از استئوتومی به روش سالتر، پمبرتون یا استیل برای رفع چرخش استخوان ران و کاهش لغزش سر فمور به سمت بالا و خارج در هنگام تحمل وزن کمک می گیرد. بعد از عمل جراحی گچ اسپایکا برای کودک گرفته می شود که لازم است تا چند ماه کودک در گچ باقی بماند. زمانی که سی تی اسکن موفقیت آمیز بودن درمان را تایید کرد می توان گچ را باز کرد. در chairi استئوتومی استخوان پلویس فقط بالای استابولوم بریده می شود، برای این که امکان لغزش استخوان به سمت خارج و تشکیل یک طاقچه بالای استابولوم را فراهم آورد. این عمل می تواند باعث توقف لغزش سر فمور از داخل سوکت به سمت خارج و بالا شود. بیشتر وقت ها خود استخوان بالای استابولوم تغییر وضعیت می دهد و یک استابولوم عمیق تر تشکیل می دهد. سرعت بهبود در بچه های کوچک بسیار بالاست؛ به علت این که اسکلت هنوز در حال شکل گرفتن است و تغییرات ایجاد شده در جراحی بازسازی خواهد شد و یک سوکت مناسب برای سر فمور ایجاد خواهد شد. مراقب های طی درمان کدامند؟ کودک در پاولیک هارنس به آزادی حرکت می کند در حالی سر فمور در مکان خود یعنی حفره استابولوم قرار دارد. حرکت امکان تغذیه بهتر استخوان و غضروف مفصل را فراهم می کند. هارنس باید به طور متداول تا زمانی که هیپ با ثبات شود، استفاده شود. استفاده از آن ممکن است به تدریج کاهش یابد به طوری که قبل از توقف کامل کودک آن را فقط شب ها می پوشد. در کودکانی که هارنس می پوشند، باید مراقب تنظیم هارنس و زاویه ابداکشن بود. ابداکشن در اینجا حرکتی است که ران ها دور از هم کشیده می شوند. پاولیک هارنس برای این ران را در 95 درجه فلکشن و 45 ابداکشن قرار دهد طراحی شده است. نیروی زیاد در ابداکشن می تواند خون رسانی به سر فمور را مسدود کند و شرایطی را که اصطلاحاً نکروز آوسکولار نامیده می شود، ایجاد کند. نکروز یک عارضه جدی است که می تواند درمان هیپ را طولانی مدت کند و یا منجر به دیگر مسائل شود. کودکانی که تحت عمل جراحی قرار گرفته اند و گچ اسپایکا برای آنها گرفته شده است قادر به حرکت نیستند باید مراقب بود تا گچ با فشار بین از حد خود سبب سردی در پا یا ساق، سوزش انگشتان یا از دست دادن حرکت نشود لذا در صورت مشاهده هر یک از این علایم باید سریعا با پزشک معالج تماس گرفته شود. برای امور بهداشتی و انجام دفع وسط اسپایکا در محل بین دو ران برشی ایجاد می شود تا کودک عمل دفع را انجام دهد لذا باید مراقب بود گچ با آب و ادرار مرطوب نشود. فیزیوتراپ و کاردرمان نقش مهمی بعد از عمل دارند و لازم است تا با تمرین درمانی به حفظ دامنه های حرکتی مفاصل کمک نمایند.مترجمان: مینا آروین، وحیده مرادی ویراستار تخصصی: محبوبه مهدیخانی منبع: راهنمای دیسپلازی پیشرونده در کودکان، ارتوپدی کودکان |
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)
.png)









